العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
253
شرح كشف المراد ( فارسى )
در خاتمه به دو نكته اشاره مىكنيم : 1 - قضاء الهى سه نوع است كه در شرح اصول فقه ج 3 ذكر كردهام . 2 - حديث معروفى است از على ( عليه السلام ) در رابطه با قضا و قدر كه خلاصهء ترجمه آن به قرار ذيل است : هنگامى كه على ( عليه السلام ) و يارانش از جنگ صفين برمىگشتند پير مردى خدمت حضرت آمده و عرضه داشت يا امير المؤمنين به ما خبر ده كه آيا رفتن ما به شام به قضا و قدر الهى بوده يا خير ؟ امير المؤمنين ( عليه السلام ) فرمود : قسم به آن خدائى كه دانه را شكافت و جان را آفريد هيچ گامى بر نداشتيم و در هيچ درّهاى وارد نشديم و بر بالاى هيچ بلندى و تپهاى قرار نگرفتيم مگر اينكه تمام اينها تحت پوشش قضا و قدر الهى بود ، پير مرد گفت : پس ما در اين مسير مجبور بوده و بر اين رنجها و زحماتى كه متحمل شديم هيچگونه پاداشى نخواهيم داشت امام ( عليه السلام ) فرمود : آرام باش ، خداوند هم در رفتن به شام و هم در برگشت آن به شما پاداش عظيمى خواهد داد شما در هيچ حال از اين حالات مضطر نبوديد و مجبور نشديد تا پاداشى نباشد ، پير مرد عرضه داشت : چگونه مجبور نبوديم و حال آنكه قضا و قدر ما را به جبر بسوى شام برد و برگرداند ؟ حضرت فرمود : اين چه سخنى است كه مىگوئى ؟ تو پنداشتهاى كه قضاء لازم و قدر حتم است كه بخواهيم و يا نخواهيم واقع مىشود ؟ نه چنين است زيرا اگر اين بود پس ثواب و عقاب معنا نداشت ، وعده و وعيد باطل بود ، امر و نهى بىجا بود ، گناهكاران را خداوند ملامت نمىكرد ، نيكوكارى را نمىستود ، نيكوكار سزاوارتر نبود به مدح از بدكاران و بدان اولويت نداشته به مذمت از خوبان ، هان اى پيرمرد اين سخن بتپرستان و لشكريان شيطان و گواهان دروغگوى و كور دلان راه نايافته است و اينها قدريه امت محمد ( صلّى اللّه عليه و آله و سلم ) و مجوس اين امتند خداوند ما را به كار